از عمر نظام برنامه‎ريزي در ايران که بر‌اساس برنامه‎ريزي بخشي پايه‎ريزي شده است، حدود شش دهه مي‎گذرد. نگرش بخشي به توسعه، به‌ويژه در چند دهة نخستين برقراري نظام برنامه‎ريزي توسعه در کشور، متأثر از ديدگاه‎هاي مطرح در جهان بوده است. اجراي برنامه‎هاي توسعة اقتصادي متکي بر رويکرد بخشي در ايران نيز مانند ديگر کشورهاي جهان، منجر به عدم تعادل‎هاي منطقه‎اي، حاشيه‎اي شدن برخي مناطق، از دست دادن منابع و توان‎هاي منطقه‎اي و نابرابري‌هاي سرزميني شده است. بررسي وضعيت کنوني کشور بيانگر آن است که تمرکزگرايي و غلبه رويکرد بخشي در برنامه‌ريزي‎ها روند توسعة کشور را دچار اختلال کرده است.

بر خلاف رويکرد بخشي، آمايش سرزمين با رويکرد همه سونگر در چارچوب توسعة فضايي، سعي دارد با پديدة عدم تعادل‎هاي منطقه‌اي برخورد کرده و راه‌کارهاي مناسب را براي تحقق توسعة متوازن، همه‌جانبه و پايدار در سطح سرزمين، ارائه نمايد. حرکت کشورهاي در حال توسعه در مسير توسعة پايدار، مستلزم توجه به سطوح منطقه‎اي و محلي در برنامه‏ريزي توسعه است که در چارچوب نظام برنامه‎ريزي بخشي، به دليل تمرکزگرايي، دستيابي به آن امکانپذير نيست.

در پي احساس چنين نيازهايي در فرآيند توسعة پايدار و همه جانبة کشورهاي جهان، و از جمله ايران، مفاهيم، ديدگاه‌هاي نظري و روش‎هاي برنامه‎ريزي به‎تدريج متحول شده است تا ضمن پاسخگويي به موضوعات جديد مرتبط با توسعه، پاسخگوي نيازهاي برنامه‎ريزي در سطوح منطقه‎اي و محلي از يک سو و سطوح فعاليتي از سوي ديگر باشد. برنامه‎ريزي فعاليت و سکونت در پهنة سرزمين در ابعاد گوناگون ملي، منطقه‎اي و محلي و در زمينه‎هاي گوناگون فعاليت و با رويکردهاي جامع‎نگري، پايداري و استفاده از علوم و فنون جديد در برنامه‌ريزي توسعه و به منظور تحقق اهداف نوين توسعه، درسال‌هاي اخير در جهان رواج يافته است. مطالعة تجربه‎ کشورهاي مختلف جهان در رابطه با آمايش سرزمين در سطوح مختلف، درس‎هاي ارزشمندي از نظر ضرورت توجه به ابعاد گوناگون اجتماعي، قومي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي برنامه‌ريزي به ما مي‎آموزد. مطالعة ديدگاه‎هاي نظري مؤخر در اين زمينه، ضرورت تعمق در انديشه‎هاي توسعه بر‌اساس اصول پايداري، حفاظت از ميراث طبيعي و فرهنگي، تکية برنامه‎هاي توسعة منطقه‎اي و آمايش سرزمين بر منابع انساني، سرمايه‏هاي اجتماعي، دانش بومي و توسعة درونزا همزمان با تحکيم ارتباطات با جهان و ايجاد پيوندهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در چارچوب تعامل جهاني، را بيش از پيش مطرح مي‎سازد.