براي ارائه تعريف از شهر مي‌توان  از مكتب‌هاي جغرافيايي آلمان

تعريف شهر  مكان يا عرصه تعريف شده‌اي كه شاخصهاي حياتي انسان در محدوده آن به شكل تبلور يافته عينيت مي‌يابد.

شاخص هفتگانه انسان از ديد (فرانتس شافر) و (كارل روپرت)

1. توليد مثل و تداوم بقا       2. اشتغال    3. سكونت يا زيست 4. آموزش و پرورش

5. آمد و شد جابجايي        6. تامين و تدارك نيازها         7. استراحت و فراغت

شاخص تامين و تدارك نيازها  مناسبات اجتماعي و اقتصادي را از نظر كمي و كيفي و هم فضايي توسعه مي‌بخشد.

وجه تمايز روستا و جوامع كوچنده  اشتغال فضايي و نمادهاي فيزيكي ساخت و سازها شهر بار جغرافيايي دارد.

مولن  يك طرح شهرسازي، شمايي از سازماندهي فضاي شهر است كه براي جمعيتي معين با سطح رفاه اجتماعي مشخص در نظر گرفته مي‌شود و بر مبناي نظري پيشنهادي توانايي‌هاي بالقوه و بالفعل موجود در يك جامعه تنظيم مي‌شود.

تقاضاي اصلي پايداري منظر شهري

وحدت در مقياس

وحدت در فضاي جنبشي (حركت) و تناسب (به جا بودن)

امروزه طراحي شهري از برآوردن اين سه تقاضا ناتوان است.

در ايران مسئله منظر شهري را به مالكان و بسازبفروش‌ها واگذار كرده است.

در ايران معادل‌هاي دقيق از برنامه‌ريزي شهري و طرح‌ريزي شهري ارائه نشده است. طرح‌ريزي شهري فرايندي ذهني منبعث از برنامه‌ريزي شهري را با رعايت هندسه، فيزيك، و كالبد مناسب عرصه فضايي شهر شكل مي‌دهد.

«فصل دوم»

هدف‌گذاري در برنامه‌ريزي شهري  با شناخت مسائل شهري يا موضوع شناسي در فضا و جامعه شهري انجام مي‌گيرد.

قبل از مشخص كردن هدف  موضوعات مشكل ساز را بايد شناخت

در مشكلات شهري شناخت علت بر شناخت معلول تقدم دارد. و اتخاذ روش  علمي براي موضوع‌ شناسي مسائل شهري ضرورت دارد.

نقطه اوج (پيك) ترافيك تهران  در ساعات اوليه بامداد به سمت منطقه 19 و در عصر به بيرون از آن منطقه

كه علت پيك ترافيكي در آن منطقه وجود كارگاهي بوده كه بيش از 20 نفر كارگر داشته كه باعث تردد اين كاركنان در منطقه شده است.

مشكلات پنهان جامعه  فعاليتهاي پنهان يا غير رسمي در اصطلاح اقتصادي شناخت اين علل‌ها تنها از طريق مشاهدات و برداشتهاي ميداني ممكن است.

برنامه‌ريزي  علم ميان رشته‌اي

برخلاف ايران برنامه‌ريزي شهري  نبايد معمار يا شهرساز باشد

1. بستر جغرافيايي شهر  ظرفي است براي مظروف شهر و كالبدها و زير ساختها

2. كالبد شهر  ظرفي است براي مظروف انسان و فعاليتهاي او

3. انسان و فعاليتهاي او  مظروفي است براي كالبد شهر و بستر جغرافيايي شهر

در برنامه‌ريزي شهري بايد از

1. بستر جغرافيايي

2. ويژگي كالبدي و خصوصيات كمي و كيفي

3. انسان و فعاليتهاي او

- برنامه‌‌ريزي شهري و تهيه طرح‌هاي آن مستلزم  موضوع شناسي مسادل شهري

- موضوع شناسي شهري و تهيه طرح‌هاي آن مستلزم  مهارتهاي تخصصي

- برنامه‌ريزي شهري كار گروهي و جمعي است و فرآيند مهندسي محض نيست.

چهار ركن اساسي برنامه‌ريزي شهري

اطلاعات جغرافيايي

اطلاعات مهندسي شهرسازي و معماري

اطلاعات اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي از جمعيت شهرها

اطلاعات مديريتي كه از آنچه ايجاد شده به نحو احسن بهره‌برداري شود.

هدف‌گذاري برنامه‌ريزي شهري

اهداف كمي بر اساس شاخص‌هاي عددي

اهداف كيفي

براي تعيين اهداف كمي بر اساس امكانات بكارگيري همه استانداردهاي اعلام شده از سوي وزارت مسكن و شهرسازي ممكن نيست.

مصرف سرانه آب روزانه در ايران  200 ليتر كه 85 تا 90 درصد آن به فاضلاب تبديل مي‌شود. هر فرد در ايران روزانه 900 گرم زباله توليد مي‌كند كه 400 گرم زباله خانگي و 500 گرم زباله نخاله است. اهداف كمي براي رسيدن به اهداف كيفي است.

براي بدست آوردن اهداف كمي بايد حتما اطلاعات پايه‌اي استخراج شود.

اهداف كيفي:

اهداف كلي يا عمومي

اهداف اختصاصي يا ويژه

اهداف كلي يا عمومي

ارتقاء كيفيت معيشت شهري   ارتقاء فرهنگ شهرنشيني      جلب مشاركت مردم براي منافع جمعي        بهبود در روابط اجتماعي از طريق نظامند و قانون‌مند كردن زندگي در شهرها  

افزايش رفاه و فراهم آوري شرايط سرمايه‌گذاري  بهبود وضع امنيت   فراهم آمدن شرايط بالندگي

اهداف كيفي ويژه  متناسب با مقتضيات ويژه هر شهر است مثل اهميت به مهارت حرفه‌اي شاغلان در شهرهاي گردشگري براي جلب رضايت گردشگران مثل شهرهاي ورزشي، درماني، دانشگاهي، استراحت‌گاهي، آب درماني، تجاري كه متناسب با نوع فعاليتشان اهداف كيفي خاصي تعريف مي‌شود كه عملكرد آن را تقويت كرده و ارتقاء مي‌بخشد.

شهرهاي توسعه برون زا  تحرك اقتصادي آنها به بازار مصرف بيروني بستگي دارد.

باغچه‌هاي شيربد  در اطراف شهرهاي صنعتي آلمان توسط پزشك آلماني طراحي شد يا كاركنان مشاغل سخت آخر هفته را در آنجا بگذرانند و خستگي روحي و جسمي آنها از بين برود.

ضرورتها  برنامه‌ريزي و تهيه طرح‌هاي شهري بر اساس ضرورتها انجام مي‌شود.

ضرورتها

1. عيني  برگرفته از وضعيت ناهنجار موجود

2. ذهني  برخاسته از نوعي تصور بر مبناي آينده نگري

ضرورتها:

1. براي ساماندهي وضع موجود

2. اجتماعي و فرهنگي  براي ارتقاء فرهنگ شهرنشيني

3. اقتصادي  اشتغال پنهان، بيكاري، فعاليتهاي غير رسمي ...

4. فيزيكي و كالبدي، جلوگيري از ساخت و سازهاي ناهنجار و نا مانوس با فضاي شهر

5. همسويي با روند تحولات و توسعه شهري

6. مديريتي اداري  براي اداره كردن منابع مالي، دفع زباله، تنسيق روابط انسان و محيط

7. ضرورتهاي سياسي و اجرايي  ايجاد نهادهاي اداري و سياسي

تا قبل از سال 1335 توسعه شهرنشيني در ايران روند متعادلي داشت اقدامات رضاشاه در تامين

امنيت شهرها و تقويت الگوي زندگي شهري  گرايش به شهرنشيني را افزايش داد. استخراج نفت در ايران  1908 در مسجد سليمان  اقتصاد را از كشاورزي به سوي نفت متكي كرد. از مشخصه‌هاي اين دوره  تاكيد بر ارتقاي منزلت و فرهنگ شهرنشيني و نقطه آغازي تحولات شهرنشيني ايران است.

كارايي يا عدم كارايي دولتها ابتدا در شهرها بازتاب مي‌يابد.

سامان يافتن شهرهاي كشور  نشانه دولت و حكومتي مسئول و مردمي است.