خلاصه فصل دوم اصول و مبانی منطقه ای
§ مفاهیم توسعه
o توسعه فراتر از رشد اقتصادی است
ü مهاتما گاندی اولین کسی بود که با توسعه غربی مخالفت کرد (دهه 1930)
توسعه تا سال 1960 مترادف تداوم رشد اقتصادی بود که با رشد تولید ناخالص ملی و در آمد سرانه کشور سنجیده می شد .
سیرز نقدی بر توسعه و مفاهیم آن نوشت و معیار رشد ناخالص ملی را ناکافی دانست و معیار های دیگری اضافه نمود :
( توزیع در آمد – اشتغال – فقر )و رشد اقتصادی زمانی که همسو با این معیار ها بود می توانست ملاک توسعه کار آمد باشد.
ü اعلامیه کوکویا ک (1974) جنوب را به توسعه انسانی ( نه اشیاء) و به خود اتکایی فرا خواند .
ü بنیاد داک هامرشولد توسعه را بدون تقلید از کشورهای شمال به سازمان ملل پیشنهاد کرد .
ü نظریه چنری باز توزیع را همراه رشد لازم دانسته و عدالت را به آینده دور موکول نمی کند .
ü سه جزء اساسی توسعه نیافتگی از نظر مایکل تودارو 1- سطح پایین زندگی 2- سطح پایین اعتماد به نفس 3- آزادی محدود
ü نظریات شو ماخر در مورد توسعه ( توسعه فقط در اقتصاد خلاصه نمی شود بلکه زیربنای می تواند آموزش ، سازمان ، انضباط ، استقلال سیاسی و احساس ملی به خود متکی بودن باشد که می تواند نابسامانیها را از بین برده و به فقرا یاری رساند
v محدودیت رشد توسعه ای پایدار
صرفا نگاه بوم شناسانه به توسعه منجر به خیزش های مردمی گردید و دانشمندان اروپا را وادار به عقب نشینی در برابر خواست مردم جهت تغییر مفهوم سنتی توسعه نمود که در این در خواست ها دیدگاههای جدید عدالت اجتماعی مطرح گردید و شرایط را برای این مسئله باز کرد که رشد اقتصادی جهانی می تواند به باز توزیع منابع جدیدبیانجامد .
v تعریفی دوباره از توسعه در منطقه : مفهوم توسعه از رشد اقتصادی خارج شده و دیگر هدف توسعه افزایش مصرف سرانه نیست بلکه دیدگاههای عدالت اجتماعی ، خود اتکایی و تعادلهای بوم شناسانه با مفهوم نوین توسعه پیوند یافته اند.
v سابقه برنامه ریزی توسعه منطقه ای در جهان
ü بریتانیا :جامعه اول نیمه قرن 18 انقلاب صنعتی در آن پا گرفت و برنامه ریزی شهری از حدود نیمه قرن 19 و برنامه ریزی منطقه ای در حدود ربع اول قرن 20 برای مهار و هدایت اثرات ناشی از حجم گستردگی ، گوناگونی و شتاب تغییرات در محیط پدیدار گشت .
اولین نمونه های برنامه ریزی طرح دان کاستر در نواحی مرکزی انگلیس در سال 1922 بود . و در سال 1934 اولین قانون برای توزیع فضایی فعالیت های اقتصادی به نواحی محنت زده در سطح کشور تصویب شد و پایه سیاستگذاری منطقه ای گذاشته شد .
گزارش بارلو(1940) مهمترین حرکت برای برنامه ریزی در انگلیس بود که به توزیع جمعیت و صنایع می پرداخت و از تمرکز صنایع و جمعیت در جنوب و مرکز انتقاد کرده بود و به ارتباط برنامه ریزی های شهری و روستایی برای مهار رشد کالبدی شهرها سفارش شده بود .
تهیه طرح منطقه شهری لندن توسط آبر کرامبی در سال 1944 باز توزیع جمعیت و صنعت در این شهر بود طرح از لحاظ کالبدی موفق بود اما از نظرعدم دخالت دادن بخش سوم اقتصاد (خدمات) که به باز توزیع جمعیت و صنایع کمک می کرد ناموفق عمل کرد
برای رفع مشکل این طرح 3 اقدام صورت گرفت 1- راهبرد قطب رشد برای مناطق عقب مانده کشور و انتقاد از سیاست های توزیع منطقه ای گذشته بود 2- تشکیل شوراهای اقتصادمنطقه ای برای هماهنگی و سیاستگذاری توسعه مناطق ایجاد شد .3- قانون کنترلی برای رشد بخش سوم و مشخصا ازدیاد دفاتر شرکتها وضع شد
دولت تاچر به راهبرد ایجاد توسعه نواحی مستعد برای فعالیت روی آورد
دلایل چهار گانه تکوین برنامه ریزی منطقه ای در بریتانیا : 1- ایجاد فرصتهای برابر اشتغال در مناطق قعقب مانده از میانگین ملی 2- سامان دهی رشد بیش از حد و تجمع بیش از حد منطقه شهری 3- تلاش برای رشد اقتصادی بیشتر 4- کارایی بیشتر خدمات رسانی
ü امریکا : در این کشور برنامه ریزی منطقه ای مستقل از دولت و در اثر دو جریان روشنفکری آرمان گرا ( ایده آلیست 1920) تحت تاثیر تفکرات برنامه ریزی هوارد و گدس ، فلسفه آموزشی دیوئی ، فلسفه سیاسی کروپوتکین ونظریات جامعه شناسی کولی بوجود آمد
· جریان اول :ممفورد ، اشتاین ، رایت ، مک کی در سال 1923 اتحادیه برنامه ریزی امریکا را بوجود آورد راه برد های مورد نظر آنها 1- مرزبندی منطقه بر اساس طبیعت 2- توزیع شهر بزرگ در منطقه 3- اولویت تعادل منطقه ای 4- محوریت آموزش فرهنگی در منطقه بودند .
· جریان دوم :آدام جامعه شناس امریکایی است وی تحت تاثیر منطقه گرایی فرهنگی خواهان ایستادگی در برابر یورش صنعتی شدن و یکسان سازی فرهنگی توسط شمالی ها بود مهمترین راهبرد این جریان ، خودیاری و توسعه با تکیه بر اجتماعات منطقه ای ،عدم وابستگی به صدور محصولات کشاورزی از جنوب و اولویت دادن به تولید نیاز های منطقه ، مرزبندی منطقه براساس فرهنگ و تاریخ و طبیعت اولویت تعادل منطقه ای و ایجاد فرصتهای برابر در آمدی بودند.
· هردو جریان به دلیل قرار گرفتن در برابر گرایش مسلط شهری شدن متروپلیتن به روال سرمایه داری آمریکا اثر بخش نبودند و تحلیل رفتند .
· لزوم برنامه ریزی برای حومه شهری اولین بار توسط برنهام در مورد شیکاگو به سال 1909 مطرح شد.
· اولین طرح برنماه ریزی منطقه شهری پس از 9سال کار با مشارکت برنامه ریزی شهری انگلیسی آدامز در سال 1929 برای نیویورک داده شد.وی در این طرح در پی انطباق ساختار منطقه با ضرورت های نوین تمدن صنعتی بود واین امر باعث رویارویی با دوجریان (آرمان گرا ) قرار می گرفت
· در زمان روزولت از دوجریان در توسعه دره تنسی حمایت شد اما در جنگ جهانی دوم برنامه ریزی منطقه ای جایش را به برنامه ریزی ملی داد .که شهر و صنعت اساس برنامه ریزی محسوب می شد ومهاجرت امری طبیعی محسوب می شد.
· شکل گیری اتحادیه علم منطقه ای توسط ایزارد (1954) منجر به شکل گیری دیدگاه اثبات گرایی ( گره خوردن اقتصاد و جغرافیا ) شد و برنامه ریزی فضایی در خدمت بهینه سازی روابط عملکردی و رشد اقتصادی ملی سوق داد و گرایش گذشته توسعه منابع طبیعی در خدمت مردم و فرهنگ منطقه نادیده گرفت
· کندی (1960) – در جهت نهاد مسئول توسعه نواحی در دولت فدرال و سیاستگذاری به نفع مناطق محنت زده به اقدامات محدودی دست زد و اوج اقدامات او تصویب قانون برای توسعه منطقه وسیع آپالاچین بود که شامل 13 ایالت می شد ، رهیافت این منطقه بازگشایی فضای منطقه و بسط همه جانبه ارتباطات با سرمایه گذاری دولت فدرال و یکپارچه کردن آن با فضای ملی بود این رهیافت بهترین و بیشترین منافع را برای افراد و شرکتهای خارج از منطقه داشت .
· دلایل ضرورت تکوین برنامه ریزی منطقه ای در آمریکا : 1- علایق منطقه و حفظ هویت فرهنگی در برابر یکسان سازی فرهنگی 2- رشد سریع شهرهای بزرگ که نیاز به ساماندهی منطقه شهری پیدا کردند 3- حداکثر بهره برداری از قابلیت های مناطق در جهت تحقق رشد اقتصادملی بود 4- تلاش در رفع فاصله عقب ماندگی وفقر منطقه ای بود که ابتدا بارهیافت طرح یکپارچه توسعه منابع طبیعی عمل می شد وبعد ها بیشتر با رهیافت باز گشایی فضای مناطق در حاشیه مانده برای یکپارچگی با فضای ملی پیگیری شد .
ü فرانسه :
کتاب پاریس و بیابان فرانسه (1947) استارت پرداختن به برنامه ریزی منطقه ای بود که توسط گراویه نویسنده آن زده شد . که ناشی از رشد شتابان جمعیت پاریس و خالی شدن سایر مناطق فرانسه بود.
تمرکز زدایی جمعیت پاریس از پس از جنگ جهانی دوم با اولویت باز سازی اقتصادی با به کار گیری برنامه ریزی ارشادی در سطح ملی بود که با موفقیت تولید ناخالص ملی را به سرعت از 1946 تا 1963 رشد داد
· بازوی آمایش سرزمین با هدف اصلی تبیین اثرات منطقه ای برنامه های توسعه اقتصاد ملی ایجاد شد و 7 شهر بزرگ تشکیلاتی بوجود آمد مه در مورد پاریس از یک بازوی پژوهشی فنی توانا بهرمند بود.
· خارج از حوزه نفوذ پاریس شهر های متعادل کننده در مرکز 8 منطقه برای تمرکز زدایی ملی و تحت تاثیر نظریه قطب رشد برای باز توزیع اشتغال صنعتی ، خدمات رسانی بهتر و تمرکز سرمایه دولت انتخاب شدند.
· نقش شهر های متعادل کننده متفاوت بوده که شامل : 1- برخی برای احیاء صنایع و معادن قدیمی
2- برخی برای رونق و هدایت و رشد در منطقه ای با در آمد بالا 3- برخی برای تحرک بخشیدن به منطقه عقب مانده کشاورزی در نظر گرفته شده بودند که در هر حال به عنوان مرکز رشد اقتصادی با تزریق سرمایه های دولتی و امید به جذب سرمایه های خصوصی در مناطق حاشیه کشور پیش بینی شده بودند .
در بحران اقتصادی سال 1974 برنامه ریزی منطقه ای کمرنگ شد و سازو کار بازار پررنگ شد. با پیروزی سوسیالیست ها در 1980 مجددا برنامه ریزی منطقه ای و تمرکز زدایی تقویت شد . پیروزی مجدد احزاب راست بودجه برنامه ریزی منطقه ای نصف شد و به سطح محلی و آزاد سازی های بازار بیش از سطح منطقه ای و برنامه ریزی ارشادی اهمیت داده شد .
· دلیل اساسی روی آوردن به سطح منطقه ای در برنامه ریزی های فرانسه
ساماندهی منطقه شهری
تامین تعادلهای ملی در برابر برنامه های توسعه ملی
برنماه ریزی فضایی جهت مدیریت
چاره جویی ساختار مرکز –حاشیه
ü آلمان
این کشور از پایه گذاران برنامه ریزی شهری در 1914 می باشد .
· برنامه ریزی منطقه بر اساس فرارویش سطح محلی و درک پیوند برنامه ریزی شهری با منطقه پیرامون
· ایجاد مجتمع های شهری 1970 که حدود 20 میلیون نفر جمعیت آلمان یا یک سوم جمعیت را در بر می گرفت .
· راه حل منطقه رور آلمان ایجاد تعادل های منطقه ای منجر به سیاستگذاری منطقه ای به سه گونه فضا شده 1920 نواحی توسعه ، مراکز توسعه ونواحی مرزی با آلمان شرقی سابق
· نواحی توسعه برنامه ها خصوصا نواحی مرزی شامل ( اصلاحات ، کشاورزی ، توسعه گردشگری و صنعت ) بود
· مراکز توسعه در درون نواحی توسعه تحت تاثیر نظریه مکان مرکزی برای پوشش کارایی خدماتی بود
· اجرای طرح سیاست های منطقه ای به عهده ایالات بود.
ü شوروی سابق :
· در زمان پتر کبیر ضرورت منطقه بندی برای مدیریت این کشور مطرح شد و از قرن 18 منطقه بندی بر اساس همگونی جغرافیایی به کار گرفته شد با انقلاب اکتبر برنامه ریزی کلان ملی و برنامه ریزی منطقه ای به شکل جدید رهیافت به صورت مالکیت عمومی ابزار تولید و منابع و اهدافی با سیر سریع اجتماعی شدن تولید بویپه صنعت در سراسر شوروی بود . در 1920 برنامه ملی برق رسانی روسیه شروع شد و منطقه ای کردن برنامه در پیش گرفته شد و به جای مناطق همگون مناطق عملکردی بعد از انقلاب شکل گرفت ( بر اساس توزیع مراکز تولید نیرو )
· کمیته برنامه ریزی دولتی شوروی لزوم اتکاء به منطقه بندی اقتصادی کشور را طرح کرد و 21 منطقه را مبنای برنامه ریزی در سطح ملی قرار داد .
· هدف از برنامه ریزی خودکفایی نسبی و تخصصی کردن مناطق بود .
· عئامل تولید اساس منطق برنامه ریزی منطقه ای را بهینه سازی سازمان فضایی تولید آنهم در چاچوب تقسیم کار می دانستند که با ارزش های محلی تطبیق نمی کرد
· نظریه پردازمنطقه ای کردن در کمیته برنامه ریزی دولتی بارانسکی پایه گذار جغرافیایی اقتصادی شوروی 1920 بود .
· از دهه 1930 مناطق اقتصادی در چارچوب نظریه ایجاد مجتمع های تولید منطقه ای مطرح شد و تا انحلال شوروی سابق از مهمترین ابزار برنامه ریزی منطقه ای محسوب می شد.
· در شوروی برنامه ریزی منطقه ای بیشتر منطقه ای کردن برنامه ریزی ملی بود و خودکفایی نسبی مناطق در اولویت بعدی قرار داشت .
· بعد از جنگ جهانی دوم منطقه ای کردن با هدف هم سطح سازی جمهوری ها یا ایجاد تعادلهای منطقه ای بطور کمرنگ مطرح شد و سرانه تولید صنعتی مناطق 38 برابر در سال 1920 بود به 10 برابر در 1980 رسید و همین اختلاف منطقه ای از جمله دلایل فروپاشی شوروی سابق بود .
ü در کشور های جنوب در سطح ملی و منطقه ای و محلی برنامه ریزی منطقه ای صورت می گیرد :
· هندوستان :
طرح توسعه متعادل رودخانه دامودار اولین تجربه برنامه ریزی منطقه ای 1961 هند است با هدف محرومیت زدایی اقلیت نشین ها در ناحیه مدرس می باشد .
· برزیل :
دوگانگی اقتصاد صنعتی و کشاورزی باعث بوجود آمدن در دنیای متفاوت شهرهای صنعتی و مدرن و روستا های کشاورزی عقب مانده شده از دهه 1960 رابطه مرکز – پیرامون جانشین رابطه متقابل و مکمل شهر وروستا شد که پیامد آن توسعه منطقه ای ناموزون بود. ایجاد نهاد توسعه منطقه ای برای شمال شرق برزیل به نام sudene در سطحی بالاتراز ایالات بود.
· کره جنوبی :
1953 به بعد برنامه ریزی رشد اقتصادی کشور بر پایه تمرکز فضای توسعه و بدون توجه به توزیع در آمد و تعادل منطقه ای آغاز شد .و پوسان و سئول قطب رشد در اولویت قرار گرفتند جنبش اجتماع جدید برای بهبود زندگی روستائیان طرح حمایت از کشاورزان اجرا شد
· تایلند :
برنامه ریزی منطقه ای برای نواحی مسئله دار وویژه (1967-1971) در قالب برنامه ملی تجربه کرد سرمایه گذاری در بخش صنایع و سرمایه گذاری خارجی در بخش مدرن و سیاست های تعادل منطقه ای در برابر تبعیض های سیاست های بخشی مطرح شد .
· مالزی :
نظریه قطب رشد 1976-1980 با برنامه عدم تمرکز صنایع و کاهش اختلافات منطقه ای با ایجاد مراکزی که رشد اقتصادی را در منطقه خود بر انگیزاند تعادل منطقه ای با تعادل در توزیع در آمد در بین قومیت ها هماهنگ شده است .
دوره طولانی رشد بالای اقتصادی مالزی و توجه ویژه دولت به تعادل های اجتماعی و منطقه ای نمود هایی از توسعه موزون را به نمایش گذاشته است .
سابقه برنامه ریزی توسعه منطقه ای ایران :
پیش از انقلاب و در دوران معاصر ایران تکوین برنامه ریزی توسعه ملی با تکیه بر سازمان بخشی بوده و نظم سلسله مراتبی شهر ها از نوع همتایی بوده که قطه مقابل منطقه ای عمل می کرده است
برنامه ریزی در سطح ملی پس از جنگ جهانی دوم با :
· اولین برنامه هفت ساله عمرانی 1327 با حضور شرکت مشاوره آمریکایی موریسن نودسن و وامی همراه با شرکت مشاوره ماوراء بحار استفاده شد و هدف از آن بالا بردن واحد سطح زندگانی و تعدیل در توزیع ثروت فقط در سطح دشت مغان اجرا گردید .
· دومین برنامه هفت ساله عمرانی 1334-1341 توسط گروه مشاوره هاروارد تهیه و اجرا گردید وهدف توزیع عملیات عمرانی بین استان ها و شهرستان های کشور بود
· سومین برنامه 1341-1346 شکل گیری سازمان برنامه با هدف تنظیم بودجه کشور وبرنامه ریزی و نظارت طرح های توسعه و توجه بیشتر به منطقه ای کردن برنامه ملی شد که منطقه ای کردن با فکر ایجاد قطب های کشاورزی و قطب های صنعتی مطرح گردید و برنامه ملی با هدف یافتن نواحی مستعد کشاورزی با بازده بالای اقتصادی بود .
· چهارمین برنامه عمرانی 1347-1351 تکیه بر نظریه قطب رشد و توجه به استانهایی خاص جهت صنعتی کردن آنها بود با هدف توسعه استان ها و نخستین برنامه منطقه ای سراسر ایران توسط موسسه بتل آغاز شد و بر اسا س بر خورداری از امکانات اجتماعی و اقتصادی استان ها به 11 منطقه تقسیم شدند . اما برنامه بتل از میدان رقابت با برنامه بخشی کنار گذاشته شد
· پنجمین برنامه 1352-1356 با هدف بهبود شرایط منابع اقتصادی و تاکید بر تقویت و ایجاد قطب های کشاورزی ، صنعتی و جهانگردی در کشور شکل گیری سازمان آمایش سرزمین در اواخر 53 در سازمان برنامه وبودجه و تهیه آمایش سرزمین به مهندسین مشاور ستیران تحت عنوان طرح یک پارچه و هماهنگ حمل ونقل کشور با افق سال 81 (ست کوپ و شرکای ایرانی ) محول شد و مهندسین مشاور استنفورد با طرح و برنامه دراز مدت انرپی با افق سال 75 و شرکت اف ام سی با طرح جامع تولید پروتئین حیوانی تا افق سال 74 و شرکت های بوکرز و هانتیگ با افق سال 71 محول شد
· اکثر برنامه های قبل از انقلاب از نوع بخشی بوده و تمرکز از بالا ودر عمل نتوانست به تعادلهای منطقه ای دست یابد تمرکز بر رشد اقتصادی بوده است و بیشتر سرمایه گذاری بر روی صنایع نوین بود
پس از انقلاب
آموزش نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی