حداقل بر پایه برخی از شواهد تاریخی، انسانها کمتر از 400 هزار سال است که در کسوت شهرنشین ظاهر شده اند. قبل از آن متمدن ترین حالت زندگی جمعی، روستانشینی بود. حتی قدمت بسیاری از روستاهای ایران و جهان هم به بیش از 5 هزار سال نمی رسد. بنابراین، بخش اعظمی از زندگی انسان ها در قالب شکار و شکارچی بوده است. این ریشه تاریخی، چندان در فکر و جان انسان ها رسوخ کرده است که حالا در کلان شهرهایی که ادعای حاکمیت بر کل جهان را دارند، بیشتر مردم، حرفه شکارچی گری خود را رها نکرده اند. برای اثبات این ادعا نیازی به شواهد علمی و استدلالات آکادمیک چندانی نیست. کافی است که در خیابان، داخل اتوبوس، مترو، تاکسی و ... کمی دقت کنیم. تقریبا در همه این مکان ها و موقعیت ها انسان هایی را مشاهده می کنیم که ما را به عنوان شکار زیر دقیق ترین نگاه های خود گرفته و از ابعاد متعدد، مورد ارزیابی قرار می دهند. این نگاه ها برخی مواقع به قدری طولانی و عمیق است که ایجاد ترس و دلهره می کنند. حتی اگر برگردید و با لبخندی به آنها نشان دهید که من متوجه نگاه سنگین شما بر خودم شده ام، آنها از رو نرفته و همچنان به دید زدن شما ادامه می دهند. این گروه را نمی شود با پرخاش و زور و تهدید از این مسیر خارج کرد. اینها نیاز دارند که در کلاس های آموزشی و دوره های طولانی مدت شرکت نمایند تا بدانند زندگی در شهر قواعدی غیر از دشت و صحرا و استمرار دوره شکار و شکارچی دارد. شما در شهر از همان ابتدا بایستی یادبگیرید که در عین حال که در کنار دیگران هستند، بایستی از آنها جدا بمایند. شهر به اندازه کافی محرک دارد که ما را مشغول نموده و حتی آزار دهد، پس بهتر است خود ما همدیگر را زیر نگاه های شلاق گونه همدیگر قرار ندهیم. البته که این گفته بدان معنا نیست که انسان سرد و بی روح بوده و به اتفاقات پیرامون خود بی اعتنا باشد، بلکه فقط به این معناست که حریم شخصی افراد را محترم بشماریم و از قلمروهای عمومی فراتر نرفته و حوزه سرزمینی دیگران را اشغال نکنیم.